نگاهي به روايت در نمايش«پينوكيو»
در آغاز كلمه بود
جمال جعفريآثار:وقتي كه «زرا پاند»در دهه 1930 خطاب به هنرمندان و نويسندگان هم عصرش بيانيه «هنر را نو كنيد» را اعلام كرد، كلامش چنان برانگيزاننده بود كه تاثيري عظيم بر بزرگترين نويسندگان همه زمانها داشت.
بر اساس اين اعتقاد هنرمند مدرن وظيفه داشت در نقش يك پيشاهنگ و آوانگارد از زمانه خود فراتر رود و همراه با زمانه خود، هنر را نو سازد. از آن زمان تا اواخر دهه 1960 كه «ژاك دريدا» به عنوان آوانگاردترين آوانگاردها سر بر آورد و طي سخنراني در دانشگاه جان هاپكينز تحت عنوان «ساختار، نشانه و بازي در گفتمان علوم انساني» سبب شد تا بسياري از آرای فلاسفه بزرگ مدرن مورد بازنگري و ارزيابي مجدد قرار گيرد و بدين ترتيب زمينه را براي انديشههاي جديد فراهم آورد. بعد از آن روشنفكران فرانسوي توجه خود را معطوف اين نكته كردند كه كلمات و واژهها «چگونه» ميگويند نه اينكه «چه» ميگويند. آنها به كشف اين نكته پرداختند كه چگونه زبان ميتواند در يك آن بسياري چيزهاي متفاوت بگويد؟! اين نگاه كه بعدها «شالوده شكني» نام گرفت و به سرعت شهرت جهاني يافت. همه جهان بينيهاي غربي را درنورديد و روشنفكران را وارد عصر پست مدرن ساخت كه واكنشي بود در برابر عميقترين و جديترين بحرانهاي عصر حاضر، يعني ناكامي و شكست در روشنگري.
ادامه مطلب در اینجا: