تئاتري خالص و ناب
لاله تقيان:در صحنههاي تئاتر ما به ندرت اتفاق ميافتد كه <تئاتر> به مفهوم خلاقيت و انديشه با ساختاري نو، عرضه شود. متاسفانه اغلب آنچه در اجراهاي نمايشي روي ميدهد، تصوير كردن داستاني است كه شايد <خواندنش> جذابتر از <ديدنش> باشد. اما خوشبختانه گاه ميبينيم جريان تئاتر ما در سكون و سكوت نيست و جرقههايي از استعداد و آفرينشگري هم در آن وجود دارد و مهمتر از آن اينكه ديدن تئاتر خوب، اميدوارمان ميكند كه تماشاي تئاتر را ترك نكنيم.
گروه <دنكيشوت> اخيرا نمايش <پينوكيو> را با كارگرداني مشترك علياصغر دشتي و نسيم احمدپور در سالن قشقايي تئاترشهر به صحنه آورده است. <گروه تئاتر دنكيشوت پس از تجربه نمايشهاي <نقل شبيهخواني زن>، <كافيشاپ / داخلي / شب>، <مجلس شبيهخواني شازده كوچولو> و <دنكيشوت> در فصل جديد كاري خود - كه همزمان با آغاز تمرينات پينوكيو شكل گرفت- وضعيت توليد تئاتر در گروه را از حالت تكفكري خارج كرده و انديشيدن به پديده دراماتورژي و به كارگيري جدي آن در يك حركت گروهي را سرمشق كار خود قرار داد.> اين جملات در بروشور نمايش نوشته شده و پيش از ديدن اجرا، خبر از همفكري گروهي ميدهد كه در تجربههاي پيشين، ساختار تئاتر را بر اساس آثار ايراني و غيرايراني به خوبي آزموده است.
به خاطر داريم كه علياصغر دشتي در اجراي <نقل شبيهخواني زن-> بر اساس قصهاي از عطار - از شيوه بيان <تعزيه> در اجراي گفتوگوهاي نمايش به صورت خواندن اشعار، از برخي قراردادهاي تختحوضي و نقالي فراوان سود برد و بر آنها نيز بسياري نشانههاي تئاتري را افزود و به كاربرد ساختارهاي متفاوت در انتقال خواست نمايش به تماشاگر تاكيد كرد. پس از آن بايد به تجربه بسيار موفق او در <مجلس شبيهخواني شازده كوچولو> اشاره كنم كه نشان داد ساختار آيين شبيهخواني ميتواند قالبي نمايشي براي داستاني باشد كه همه مردم جهان آن را ميشناسند و اين بار با مفهومي از عرفان ايراني. به همين ترتيب <دنكيشوت> نيز بر ساختاري بنا شد كه نسبت به آنچه پيش از آن ارائه شده بود، <نو>تر مينمود؛ و بالاخره <پينوكيو> اثر كارلو كلودي با دراماتورژي نسيم احمدپور كه ساختاري نابتر از اجراهاي پيشين دارد.
ادامه مطلب در اينجا: