يادداشتي درباره نمايش پينوکيو

فارس باقري:تئاتر جايگاه نشانه هاست. جهان استعاري تئاتر بدون نشانه ها به واقعيتي عريان مي ماند که رويايش را از دست داده باشد. رابطه دال و مدلولي که در هر اثر تعريف مي شود به مثابه قراردادي است براي ورود به آن جهان. از اين رو اين قرارداد بايد در همان جهان معنا داشته باشد وگرنه دلالت اثر دچار نقصان مي شود. داستان پينوکيو داستاني آشنا و مبتني بر ساختار سفر است. سفري مانند آليس در سرزمين عجايب يا سفر ارداويراف به جهان زيرين.

پينوکيو بعد از آفرينش وارد جهاني بزرگ و فانتزي مي شود. فانتزي از آن رو که اين جهان قواعدي دارد که براي «عروسکي» مانند او غيرقابل فهم است، چرا که جهاني انساني است. پينوکيو در ادامه سفر خود درمي يابد که براي فهم اين جهان «انساني» بايد به موجودي بدل شود که شبيه آن جهان باشد. او بايد براي فهم آن جهان هرچه بيشتر به آن شبيه شود. تامل بر اين نکته که او ميان جهان «عروسکي- فانتزي» و جهان «انساني» کدام يک را بايد انتخاب کند به يکي از گرانيگاه هاي فکري پينوکيو بدل مي شود. اين پرسش تامل برانگيزي است که دراماتورژ اثر حتماً با آن روبه رو بوده است.

ادامه مطلب در اینجا:

http://www.sharghnewspaper.ir/Released/86-04-31/286.htm